خاطرات یک سیب زمینی
من شلخته ام.... من بی ادبم.... من بی خیالم.... من بی احساسم.... من بی خلاقیتم.... من ضد حالم..... من بد کلامم.... من سیگاریم.... من بی عاطفه ام.... من بد لباسم..... من بی سلیقه ام..... من بد اخلاقم..... من پرخاشجو ام.... من زور گو ام..... من مشروب خورم.... من.... من.... من.... "چرا عاقل کند کاری؟ که باز آرد پشیمانی؟" . . . من با که گو توانم؟ من با که زی توانم؟ من با که رفت نمایم؟ درکل من به چکار آیم؟ . . . گل بی عیب خداست بخشنده و مهربان خداست ناجی و دقیق خداست عاطف و رحیم خداست . . . مقصر اصلی منم اما به قول مثل معروف... من از خاکم که بر خاک! هوای غبار آلود! این زندگی با غم را چه سود! "دل بی غم در این عالم نباشد اگر باشد هرگز خوش نباشد!" شاعر: نمیدونم دیوانه! دیوانه! دیوانه! خودخواهی اگه بگم کاش بود ولی بیمار! خوشحالیه که بگم الان نیست ولی آرام! به حر حال تصمیم گرفتم که دوباره نوشتن رو شروع کنم. تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده ولی خوب گفتن همه اونا کار سختیه. بعد از این مدت به کمک همسرم به زندگی عادی برگشتم ولی یاد و خاطرش هنوز از بین نرفته. طبق معمول کار روزانه و مشکلات زندگی رو هر روز دارم. البته ورزش صبحگاهی هم به اون اضافه شده. پدرم مدیه که به مسافرت خارج رفته همسرم در امتحان فوق لیسانس رشته دانشگاهیش قبول شده و حسابی درگیر درساش بوده و خب اتفاقات جالب و نا جالب دیگه....! خوشحالم از اینکه دوباره میتونم بنویسم. افسوس که در منزلشان جایش خالیست دگر آرزویم دیدنش در جای باقیست دگر چه کنم که دیدنش خیال واهیست دگر مادرم ٫ جان ودلم پرواز کرد رفت و داغش در دلم آغاز کرد ای خدا دیگر ندارم مادری می سرایم که نبودش غم به دل باز کرد ای فلک مادر که را گویم دگر رفتنش تاری زندگیم ابراز کرد صبر حق را بر دلم طالب شوم کز فغانش زخم دل سر باز کرد با دلی آزرده از اندوه و غم می نویسم مادرم رفت و سفر آغاز کرد دوستت دارم برای همیشه مادرم , جان و دلم پرواز کرد رفت و داغش دلم را گریه پرداز کرد این زمین دیگر ندارد چون مادری فریاد زنم که وفاتش غم به دل باز کرد ای فلک من که را بینم چو او رفتنش زود بود و سیه روزیم ابراز کرد یا خدا مرا اندکی طاقت بده چون زخم دل در نبودش سر باز کرد با دلی آکنده از درد و غم و اندوه می نویسم مادرم چه زود سفر آغازکرد دوستت دارم مادر برای همیشه حالا من موندم و یک دنیا خاطرات. کودکی نوجوانی بزرگسالی همه و همه با مادر بودن. متاسفم مادر که از من کاری ساخته نبود. امیدوارم من رو ببخشی. از صمیم قلب می نویسم که دوستت دارم مادر و همیشه تو قلب منی. اگر درآمد معمول یک خانواده فقیر به طور میانگین چهار نفره را ماهی ۳۰۰۰۰۰ تومن (سیصد هزار تومن) در نظر بگیریم در واقع می شود با این پول یعنی ۶۰ میلیارد تومن در ۱ ماه به مدت ۴۰ ماه(۳ سال و ۴ ماه) ۵۰۰۰ خانواده فقیر با شرایط ذکر شده بالا رو پول داد....! جالبه نه؟!! به نظر شما با روزی ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومن (۲ میلیارد تومن) پول چکار میشه کرد..؟! به نظر من که خیلی کارها میشه کرد! نظر شما چیه؟ یک کیلو انگور میخواستم بخرم. میوه فروش گفت از فرانسه اومده ولی من تو دلم گفتم اونجای دماغ آدم دروغگو مال شیلیه..! گفتم کیلو چن؟ گفت: ۶۰۰۰ تومن! گفتم چند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت: هر کیلو ۶ عدد ۱۰۰۰ تومنی!!!؟!؟ ای بابا دیگه آدم انگور خوب هم نمیتونه بخوره! به هر حال اینست که هست میخوای بخواه نمی خوای هم باز بخواه! این دفعه چرت و پرت نوشتم! چه کنم که دوباره پوچ شدم!!
| Design By : Night Skin |

