خاطرات یک سیب زمینی
مادرم , جان و دلم پرواز کرد رفت و داغش دلم را گریه پرداز کرد این زمین دیگر ندارد چون مادری فریاد زنم که وفاتش غم به دل باز کرد ای فلک من که را بینم چو او رفتنش زود بود و سیه روزیم ابراز کرد یا خدا مرا اندکی طاقت بده چون زخم دل در نبودش سر باز کرد با دلی آکنده از درد و غم و اندوه می نویسم مادرم چه زود سفر آغازکرد دوستت دارم مادر برای همیشه حالا من موندم و یک دنیا خاطرات. کودکی نوجوانی بزرگسالی همه و همه با مادر بودن. متاسفم مادر که از من کاری ساخته نبود. امیدوارم من رو ببخشی. از صمیم قلب می نویسم که دوستت دارم مادر و همیشه تو قلب منی.
| Design By : Night Skin |

