خاطرات یک سیب زمینی
افسوس که در منزلشان جایش خالیست دگر آرزویم دیدنش در جای باقیست دگر چه کنم که دیدنش خیال واهیست دگر مادرم ٫ جان ودلم پرواز کرد رفت و داغش در دلم آغاز کرد ای خدا دیگر ندارم مادری می سرایم که نبودش غم به دل باز کرد ای فلک مادر که را گویم دگر رفتنش تاری زندگیم ابراز کرد صبر حق را بر دلم طالب شوم کز فغانش زخم دل سر باز کرد با دلی آزرده از اندوه و غم می نویسم مادرم رفت و سفر آغاز کرد دوستت دارم برای همیشه
| Design By : Night Skin |

