خاطرات یک سیب زمینی
من شلخته ام.... من بی ادبم.... من بی خیالم.... من بی احساسم.... من بی خلاقیتم.... من ضد حالم..... من بد کلامم.... من سیگاریم.... من بی عاطفه ام.... من بد لباسم..... من بی سلیقه ام..... من بد اخلاقم..... من پرخاشجو ام.... من زور گو ام..... من مشروب خورم.... من.... من.... من.... "چرا عاقل کند کاری؟ که باز آرد پشیمانی؟" . . . من با که گو توانم؟ من با که زی توانم؟ من با که رفت نمایم؟ درکل من به چکار آیم؟ . . . گل بی عیب خداست بخشنده و مهربان خداست ناجی و دقیق خداست عاطف و رحیم خداست . . . مقصر اصلی منم اما به قول مثل معروف... من از خاکم که بر خاک!
من چاقم.....
نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت
15:10 توسط پرخو| |
| Design By : Night Skin |

